نغمه های قلم من

متن مرتبط با «ماجرای و مادر چاوز» در سایت نغمه های قلم من نوشته شده است

رکورد تنهایی

  • نیلوبلاگ

    سلام بر همگی  امسال سال نو را نتونستم تبریک بگم بخاطر این ویروس کرونا زندگی همه دستخوش حوادثی شده که نمیشد پیش بینی کرد و امیدارم هر چه زودتر تمام بشه .بودند و هستند کسانی که تنهایی این مدت را سر...

    ادامه مطلب
  • پسرم تولدت مبارک

  • نیلوبلاگ

    پسرم این کلمه باشکوهترین کلمه دنیاستدخترم زیباترین کلمه ای که در زندگی شنیده و دیده ام نه برای حس قدرتش بلکهبرای بودنشنه برای وابستگیش بلکهبرای همبستگی و عزیز بودنشنه برای داشتن جانم بلکهبرایم جان جانانندای عزیز جانمجان جان جانانمبا آمدن و بودنت زندگی هم؛ جان گرفتپسرمروز تولدت بهترین روزم هست وبهترین روز تمام دنیاستتولدت مبارک م.ن. (مادرت نغمه )...

    ادامه مطلب
  • سکوت نکنیم

  • نیلوبلاگ

    نمیدانم چرا آدمها با یکدیگرحرف نمیزنند؟!چرا هنگام ناراحتیسکوت یا قهر میکنند!؟باور کنید تمام سوتفاهم ها از همینحرف نزدن ها شروع میشود!به یکدیگر اجازه ی حرف زدن بدهیمبگذاریم مشکلمان را کلمه ها حل کنند!ب...

    ادامه مطلب
  • حضرت دوست

  • نیلوبلاگ

    گاه گاهییه نگاهیهر از چند صباحیهمراه با صراحیدر پناه حضرت دوستمی سرایی هر چه صلاح اوست...

    ادامه مطلب
  • سلامی دوباره

  • نیلوبلاگ

    سلامی# دوباره# پس از گذشت مدتها که نوشتن برا سخت شده بود ،دارم دوباره# سعی نی کنم بیام و بنویسمهنوز نمیدونم چرا نمیتونستم بنویسم ولی احساس می کنم یواش یواش داره نوشتنم میاد سراغمقلم من نه از روی تکبر و متیت نیست ،برای همینه که خودش باید جاری بشه تا بتونم بیام اینجا و ادامه بدمخدا را شکر چه اینجا انقدر جای آروم و مطمئنی هست که راحت بیام و قلم بدست بگیرم( قلم مجازی )...

    ادامه مطلب
  • سال نو مبارک

  • نیلوبلاگ

    بهار آرزوها را آن زمان که بذر آرزو می کاشتی در دل ، انتظار رسیدن جوانه را در بهار باور کن تغییر کن همچنان بذری در دل خاکتا بهار سر بر کند نهال آرزو تا بر خورشیدخجسته باد بهار طبیعت و بهار دل...

    ادامه مطلب
  • هیاهوی سکوت

  • نیلوبلاگ

    چه حس خوبی داره اینجا با اینکه پر است از سکوت با اینکه نانوشته ها را ننوشتی بررسی از نیلوبلاگ -هیاهوی- طبق کپی رایت سکوت قلمت جاریست بعد از مدتی که آمدم پیام دوستان قدیمی را دیدم سکوت قلم های نانوشته و بدون هیاهو ، حس قشنگی همراه آرامشی دلنشین داره ن . م . 97/08/11 ...

    ادامه مطلب
  • ماجرای مادر و دختر

  • نیلوبلاگ

    یک ماجرای واقعی در همین نزدیکی های ما : مثل من و شما بعد ازظهر بود ، داشتم بر می گشتم خونه توی اتوبوس خیلی شلوع بود و من از مرگز شهر برمی گشتم و جا نبود بشینیم وایساده بودم کنار صندلی ای که دو تا خانوم سخت مشعول درد و دل بودن البته فقط یکی می گفت و اون یکی اگه مهلتی پیدا می کرد همراهیش می کرد .توی اون شلوغی چه بخواهیم و چه نخواهیم می شنویم . بله اون خانومی که گوش مفتی و وقت اضافه براش مهیا شده بود اینطور می گفت ؛هیچ کدومشونو نمی بینم اصلا ادرس خونمو نمی گدارم کسی بفهمه به هیچکس نمی گم دومی گفت آخه چرا ؟ اولی گفت واسه اینکه به من بد کردن شوهرم که از د...

    ادامه مطلب
  • تبریک سال نو

  • نیلوبلاگ

    انتهای این قصه ی سرد و سفیدهمیشه سبز خواهد بودتا رسیدن سال نو ، تنها یک سلام خورشید باقی ست . . .هزاران تبریک ...

    ادامه مطلب
  • عکس پروفایل نغمه محمدی

  • برچسب‌های مرتبط

    ماجرای مادر و پسر ماه عسل | ماجرای مادر ولادیمیر پوتین | ماجرای مادر ولادمیر پوتین | ماجرای من و مادر شوهر | ماجرای من و مادر شوهرم | ماجرای خودکشی مادر و دو فرزندش | ماجرای من و مادر شوهر جانم | ماجرای و مادر چاوز | تبریک سال نو به دوست | تبریک سال نو